پاسخ ۱:
سلام دوست عزیز با تشکر از شما و قدرت بیان و عدم تعصب ورزی خشونت مابانه که متاسفانه در مسلمانان به شدت مشاهده می شود.عرض می نمایم متاسفانه من در اکثر کتب اسلامی بسیاری از مطالب را مشاهده کرده ام که اصلا با اصول انسانی سازگار نیست اگر به وبلاگ من نظری بی اندازید در قسمت سیمای زن در نهج البلاغه به نمونه ای از آن بر می خورید . که متاسفانه این قبیل موارد در احکام اسلامی زیاد به چشم می خورد .اما در مورد مسیحیت و غرب من فکر نمی کنم آنها هم مذهبشان خالی از اشکال باشد اما شانس بزرگ آنها این است که دوران رنسانس را پشت سر گذاشته اند .بر خلاف آنچه ادیان خود را باعث پیشرفت و سر افرازی ملت ها می دانند همواره ثابت شده در هر دوره ای که دین حکومتی شده و مدعیان دین حکومت را به دست گرفته اند با ایجاد اعتقاد به تقدس حکومت دینی خود راه کوچکترین انتقادمردم را نسبت به حاکمان کاملا مسدود نموده اند. و می بینیم که چطور دین در خدمت حکومتهای غاصب قرار گرفته است چون تدوین و اجرای هر قانونی شرایط زمان وفرهنگ جامعه خود را می طلبد . و حاکمان زیرک در مواردی که دین را مخالف منافع خود می دانند با تبصره هایی به راحتی آن موارد را از دستور کار خود حذف نموده یا مواردی را به آن اضافه می کنند . اما شاید بفرمایید که این مسئله اشکال دین نیست اشکال سیاستمداران است .اما وقتی دینی (من در مورد سایر ادیان اطلاع کاملی ندارم منظور من در حال حاضر اسلام است )ادعا می کند کامل جهانشمول و باعث سعادت انسانها است و می گوید باید قوانین آن بر جامعه حکمفرما شود این بزرگترین ضعف آن دین است . چون این دین ضمانتی در قبال صالح بودن حاکمان دینی را به عهده نمی گیرد و از طرفی قوانین اجتماعی مانند تمامی قوانین قابل تغییر و پیشرفت و تحولند و هرگز نمی توانیم ادعا کنیم قوانین 1400 سال پیشی که برای مردم شبه جزیره عربستان وضع شده کاملترین و بهترین قوانینند و ما باید کورکورانه از آنها تبعیت کنیم.
+
نوشته شده در دوشنبه سی و یکم اردیبهشت 1386ساعت 13:11 توسط اسلام چیست
|